ثبت نام


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یکی از فانتزیام اینه که...(اسپمکده)

#41
یکی از فانتزیام اینه که با یه دختر فقیر دوست بشم بعد دو سه ماه که فهمید عاشقشم بگه که دختر بزرگترین تاجر ایرانه و داشته عشق منو امتحان میکرده
پاسخ

#42
یکی از فانتزیام اینه که :دوس دخدرم لباس و جورابامو بشوره. بعد اتو کنه. بعد تنم کنه. بعد بوسم کنه بگه مرسی ک افتخار دادی جورابا و لباسات رو بشورمSmile)) منم بگم وظیفت بودD :حالا از جولو چشام دور شوSmile) کار دارمSmile)) من برم افق تا دخدرا نیامدن....
پاسخ

#43
فانتزی من اینه ک یکبارم که شده تو این فیلما هندونه که قاچ میکنند سفید باشه... ینی میشه عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ

#44
عقا یکی از فانتزیام اینه که یه زامبی از نزدیک ببینم بعد با کله برم تو صورتش بعد با چاقو شکمشو سفره کنم!!!

دیوونه هم خودتی فانتزیمه!!!
پاسخ

#45
یکی از فانتزیام اینه که یه روز که موقعیتش هست یه دونه بشقاب غذا خوری را بکنم تو حلق مخاطب خاصم خخخخ
پاسخ

#46
یکی از فانتزی هام اینه که, بزنم چهارتا خط بندازم رو صورت جاستین بیبر بعد صورتشو با اسید شست و شو بدم.... پسره ی دختر نما.. بعد **دیوونه هم خودتی**

بگو خب.....
پاسخ

#47
از فانتزیای اصلیم اینه که واسه یه سرماخوردگی ساده برم دکتر یهو بگن بیماری لاعلاج داری و فقط ۱ سال زنده میمونی ! منم ۱۱ماه با این راز تو سینم زندگی کنم تا اینکه یه روز که خیلی اطرافیان یا همکلاسیام اذیتم کردن این راز رو فاش کنم و همه تو بهت و حیرت به هم نگاه کنن و زبونشون بند بیاد … منم در همین حین صحنه رو به سمت نور افق ترک کنم و در نور محو بشم و هرچی صدام کنن و دنبالم بیان بهم نرسن و بقیه ی عمرشونو تو حسرت و غم و احساس عذاب زندگی کنن کصـافـطــا !!!

اخیرا هم به این شکل کاملش کردم :

بعد که ۱سال تموم شد به نحو عجیبی زنده بمونم و قیافه و هویتمو عوض کنم برم تو کلاس به عنوان یه شاگرد جدید بشینم که از خارج اومده ؛ بعد عذاب وجدانشونو ببینم حال کنم !

تخیل در حد جنگ ستارگان هندی

:d
پاسخ

#48
یکی از فانتزیام اینه که یه روز با یکی دعوام بشه جفت پا برم تو شکمش البته یکم پایینترش خخخ:54:

بعد دل و رودش از تو دهنش بیاد بیرون خخخخ:54:
پاسخ

#49
یکی از فانتزیام اینه که جاستین رو بکشم با سلنا ازدواج کنم
پاسخ

#50
يه فانتزي دارم كه يه بار سر جلسه امتحان اجتمائي كه هيچي

نخونده بودم ساختم

لامصب حس خوندنشو نداشتم امتحان گرفت خيلي هم پيچوند

مچم را هم گرفت نذاشت تغلب كنم بالا سرم وايساده بود

منم نشستم فكر كردم فانتزي:وقتي مردم تبديل به يه روح خبيس

بشم تا اخر عمرش اذيتش كنم بعد خودشو إز دست من دار

بزنه منم همه املات بدنشو در بيارم

:d:
پاسخ

#51
یکی از فانتزیام اینه که مسلمون شم:54:
پاسخ

#52
فانتزی من اینه مدیر بشم :54:
پاسخ

#53
یکی از فانتزیام اینه که تبدیل به مورچه شم.. برم تو سوراخ سمبه های دیوارو بگردم و جاهایی رو که آدما نمیتونن ببیننو ببینم..

توجه :عمه ندارم.
پاسخ

#54
یکی از فانتزیام هم اینه که

دختر دار شم

اسمش رو بذارم گیتا،

بعد با زنم دعوا کنم،

خواست جمع کنه بره خونه باباش،

بهش بگم هر چی می خوای ببری ببر، گیتارو با خودت نبر!
پاسخ

#55
یکی از فانتزی های من اینه که یه بار که بیام انجمن ببینم سیستم انجمن به وی بی تغییر کرده با یه قالب خیلی خیلی شاخ منو متعجب کنه!!!!!
پاسخ

#56
یکی از فانتزیام اینه که ممد با زن نشسته بشه
پاسخ

#57
یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم :لطفا حاشیه نرو دکتر!

بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم :فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم؟
پاسخ

#58
یکی از فانتزیام اینکه یه پست بزارم خیلی باحال باشه، بعد کلی سپاس بخوره، بعد همه بگن چه باحاله این برن بقیه پستامم بخونن و سپاس بدن ، بعد بشم برترین کاربر هفتیر

یعنی میشه؟! Sad((((
پاسخ

#59
یکی از فانتزیام اینه که با یه دهه ۶۰ رفیق بشم بعد بریم دهه ۸۰ را اذیت کتیم بخندیم
پاسخ

#60
از فانتزیام اینکه یکی بچه شو بذاره پیشم منم نیشگونش بگیرم گریه کنه چش غره برم صداش در نیاد فقط اشک بریزه

انقد خوشکل میشه بچه

بقول بهروز وثوقی اینقده خوبه...

لولو هم خودتی
پاسخ



پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

فارسی سازی توسط Mypgr.ir قدرت گرفته از Forum software by © MyBB 1.8.21 Theme © iAndrew 2016
Template translator and editor MISTER