ثبت نام


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یکی از فانتزیام اینه که...(اسپمکده)

#21
یکی از فانتزیام اینه دختر همسایه آش بیاره دم خونمون[تصویر:  598919_dreamyeyesf.gif]

[تصویر:  6021_LaieA_013.gif]
پاسخ

#22
یکی از فانتزیام اینکه وقتی دارم درس میخونم کنترل تلویزیونو بردارم اعضای خانواده رو کلهُــــــــم muteکنم
پاسخ

#23
یکی از فنتزیام اینه که وقتی دارم امتحان میدم بچه ها تقلب بخوان ..بعد منم صبر کنم تا معلم بیاد بالاسرم بعد وقتی پشتش

رو به ما کرد منم تقلبم رو بدم .. بعد از فرداش بشم گنده تقل مدرسه :54::54::54: معلمرو بگو چقدر بهش بخندیم میره تو افق محو میشه :54::54::54:
پاسخ

#24
یکی فانتزی های فرهنگیم اینه که دوست دارم یه فیلم بسازم که توش کاپیتان با صدایى آروم و به غایت مودبانه به ملواناش میگه لطفا لنگرها رو بکشید !
پاسخ

#25
یکی از فانتزی هام اینه که متوجه بشم یه بیماریه صعب العلاج دارم

بعد واستم عکس العمل بقیه رو ببینم.

ولی دلم برای مامانم می سوزه ، چه غصه ای بخوره..

آره دیگه منم هی به بقیه بگم دیگه رفتنیم و باهاشون مهربون باشم.

آخرش بعد چند وقت خوب شم یا اصلا پزشک بگه اشتباه کردم ...

بعد منم به قیافه ی بقیه بخندم

مردم آزار هم خودتونید
پاسخ

#26
فانتزي من اينه كه يه دوست دختر پولدار پيدا كنم كه وضعش توپ باشه از اونا كه ماهي يه ميليون تومن پول پاستيلشون مي شه(اما معتاد نباشه ها) بعد بشينيم تو پارك با هم پاستيل بخوريم.





چيه .....خو من پاستيل مي خوام. (ô_ô)
پاسخ

#27
یکی از فانتزیام اینه که کیارش یه فحش بهم بده منم گزارش کنم کلا بن دائم بشه از دستش راحت بشیم منم با خیال راحت پست بدم برسم بهش:54::54:
پاسخ

#28
یکی از فانتزیام اینه که رئیس یه شعبه بزرگ بانک بشم بعد بهم پیشنهاد اختلاس کنن ولی من قبول نکنم بعد شبکه دارم تو خیابون با ماشینم برمیگردم خونه)پراید سفید( یهو موبایلم زنگ بخوره و همونایی که بهم پیشنهاد دادن بهم بگن ما دختر همسایه رو گروگان گرفتیم اگه واستمهمه بیا به این آدرس بعد من با مُشت بکوبم رو فرمون و داد بزنم لعنتی ! بعد موبایلو پرت کنم تو خیابون بعد داشبورد ماشینو باز کنم و خشاب تفنگمو پر کنم بعد برسم به اون برجِ نیمه کاره و متروک و داد بزنم کجایین لعنتیا ؟؟؟ بعد یهو ببینم دختر همسایمونو با طناب آویزون کردن به سقف اونم هی داد میزنه بعد ۷ و ۸ نفرم دورم کنن بعد من همشونم تا سرحده مرگ بزنم و برم طنابو باز کنم که یهوو یه چاقو بره تو شیکمم بعد ببینم کاره دختر همسایمون بوده و درحالیکه خون داره فواذه میزنه بهش بگم چرا با من این کارو کردی ؟ اونم یه لبخند کثیف بزنه و بگه اینا همش نقشه بود، من با اونا همکارم بعد درحالیکه داره میره بهش بگم Game Over … اونم تا برگرده به من نگاه کنه منم کنترل بمبو از تو جیبم در بیارم و ساختمونو منفجر کنم !
پاسخ

#29
یکی از فانتزیام اینه یه لامبورگینی رونتون بخرم پشتش بنویسم

(عاقبت فرار از مدرسه)

برینم تو سیستم آموزش پرورش



يکى از فانتزيام اينه تو خيابون دوس دخترم و با يکي ببينم بعد من برم نزديکش يه تف درشت ابدار بکنم تو صورتش بگم لياقتت همينه بعد يه دوست دختر خارجى خوشگلم با يه پورشه بياد بگه '' alireza come on '' بعد منم بگم '' Ok baby i am coming '' بعد تو افق محو بشيم و جى اف اوليم از بغض بميره يه تف ديگه رو جسدش کنم :|

به روح هم اعتقاد ندارم



یکی از فانتزیام اینه :

توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب

از اتاق عمل سریع میاد بیرون و

داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره

من درحالی که لبخندی پرمعنا برلب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم

... پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده

من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم

ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره

من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهره تک تکشون نگاه میکنم و میگم:

.

.

.

.

.

.

.

.

آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن

بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار محو میشم
پاسخ

#30
یکی از فانتزیام اینه که:

یه کیف دستی مردونه پیدا کنم که توش پر از تراول و چک باشه به ارزش 5/6میلیارد

منم روحیه انسان دوستیم گل کنه بگردم صاحبشو پیدا کنم بعد یارو از امانت داری من خوشش بیاد و بگه بیا دختر منو بگیر منم در کمال ناباوری قبول کنم

میگی چقدر بی جنبم نه عزیز من

اون موقع که کیفو پیدا کردم نخواستم که پولو خرج کنم ولی اون موقع که دخترشو گرفتم خیلی راحت پولارو خرج میکنم

مثل اینکه میگن هلو بپر تو گلو

بعله بعله یه همچمین آدم باهوشیم من

کصافط هم خودتیSmile
پاسخ

#31
يکي از فانتزيام اينه که دوباره برم به دوران کودکي هر کي ازم پرسيد"مامانتو" بيشتر دوست داري يا "پدرتو" بهش بگم مادرتو تا بفهمن از بچه سوال بي خود نکنند Smile))
پاسخ

#32
يکي از فانتزيام اينه که وقتي شب قدر شد و توبه کردم وقت برگشت به خونه يه ماشين بهم بزنه و ضربه مغزي شم و اميدي هم به زنده شدنم نباشه بعد همه اعضاي بدنمو اهدا کنن به جز قلبم اونم تقديم به کسي که باور نکرد دوسش دارم و با اهنگ تکپر با صداي علي عبدالمالکي منم روحم برررره تو افق
پاسخ

#33
یکی از فانتزیام اینه که برم تو عمود محو بشم:|





مسخره هم خودتیSmile)
پاسخ

#34
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻡ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ کنم و ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ول کنید و ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ … ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ … ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤ بشن ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ کنه ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ کنن و ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ کنن ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ … خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! اصغر فرهادی برو از خدا بترس …
پاسخ

#35
یکی از فانتزیام ایه که یه شب که مثل همیشه تا صبح بیدارم مامانم با موبایل بیاد تو اتاقم بگه بیا دخترم برو اینترنت حوصلت سر رفته

من:-|

مامانمo_O

روزی که هیچ وقت نمیرسه:-)
پاسخ

#36
یکی از فانتزیای من اینه که بوکسور شم برم مسابقات جهانی،تو فینال بیوفتم با یه اسرائیلی،بجا اینکه انصراف بدم، میرم تو رینگ تلافی این تحریمارو روش دربیارم، لتوپارش کنم جوری که راهیه بیمارستان بشه،بعد من قهرمان شم وقتی که دارن سرود تیم قهرمان ایران قهرمان بمان ایرانو پخش میکنن با یه الکترو اسموک تو گوشه ی رینگ محو شم!
پاسخ

#37
یکی از فانتزیام اینه که :



به دوس دخدرم 3 صبح زنگ بزنم بگم بیا دم در کارت دارم !



بعدش اونم بیاد با یه تاپ و شلوارک و یه مانتوی ژولیده و چشای نیمه باز تو ماشینم !



بگم عشقم تو بخواب فقط میخوام نگات کنم !



بعد گازشو بگیرم برم شمال 7 صبح لب ساحل باشم !



تو یه ساحل آروم وایسم و دوتا درارو باز کنم و خودم بشینم چارزانو رو کاپوت و نگاش کنم، اونم با نسیم ساحل بیدار شه و از خوشحالی جیییییییییغ بکشه و در اثر ایست قلبی جونشو بده به دوس دختر بعدیم :|



و من اونجا با گیتارم این آهنگو بخونم :



دریاااااا ، هشتمین عشق مرا بردیییییی !

Smile)))))))))))))
پاسخ

#38
فانتزی من اینه که ماه رمضون جمعه ها تعطیل بود..o_O
پاسخ

#39
عاقا میدونین آرزوم چیه یه خونه تو هاوایی داشته باشم پنجره های اتاقم روبه دریا باشه {دریایی هاوایی آبی روشنه}بوی دریا بانسیم بیاد تو اتاق پرده هارو تکون بده بعد بخوره به من بوی درخت نارگیل شکوفه های تازه بازشدش صدای آواز وخنده آدما یکم اون طرفتر وای یه حالی میده تصورکنین اما ازبیرون خونه من هیچکدوم توخونه راه نمیدم واچه معنی میده بری خونه یکی اونجارو تصورکنی
پاسخ

#40
اره كيا

بعد بريم تو جنگل

بعد mohombi

بياد

بد با هم

Coconut tree

را بخونيم
پاسخ



پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

فارسی سازی توسط Mypgr.ir قدرت گرفته از Forum software by © MyBB 1.8.21 Theme © iAndrew 2016
Template translator and editor MISTER